يحيى دولت آبادى
245
حيات يحيى ( فارسى )
كرده از او تأمين ميابد و به خانه خود رفته انزوا ميجويد بديهى است پنج روز عزت رياست وزرائى ديدن نه بلكه پنجاه روز و پنجاه ماه آن بذلت پنج دقيقه در اطاق انتظار بيگانهئى هركه بوده باشد بودن ارزش ندارد چه رسد كه مدت از يكساعت هم گذشته باشد و بهرصورت سپهدار اعظم به شخص شاه و يا وليعهد پناه ميبرد بهتر بود تا بيگانه در صورتى كه به آسانى دستش به آنها ميرسيد ولى در اين گونه موارد انسان گاهى همه چيز خود را گم مىكند و اين توسل رئيس دولت پيش بسفارت انگليس ميزان دخالت و نفوذ آنها را در كار جارى و انتهاض نظامى مىرساند . سيد ضياء الدين كه خود را سوسياليست ميخواند و آن بيانيه را نشر ميدهد و اعيان و اشراف را گرفتار كرده بزندان ميندازد بايستى از تجمل اجتناب كند و دموكراسى خود را از دست ندهد ولى ديده مىشود كه ميان خود و خلق فاصله زياد قرار داده درها و در بندها ميگذارد حاجب و دربانها مقرر ميدارد و در گذشتن از معابر با سوارهاى قزاق بيرق الواندار بسيار حركت مينمايد . سيد ضياء الدين بلديه وسيعى با بودجه كافى تأسيس مىكند و پيش از هركار بخراب كردن سردرهاى ميدان توپخانه و جاهاى ديگر ميپردازند و ميكوشد كه باصلاحات ادارى شروع كند و در عين حال چون پدرش از روحانىنمايان عوامفريب است امر مىكند در وقت ظهر در كوچه و بازار اذان بگويند و روزهاى جمعه را به كلى تعطيل كنند و در سر ميزهاى رسمى ميهمانيهاى خود كه نمايندگان خارجه هم هستند مشروبات الكلى نميگذارد براى اينكه اظهار مسلمانى كرده باشد و از اين راه دل عوام را بدست بياورد و در نظر خواص سياستمدارى كرده باشد . سيد ضياء الدين پيشرفت كارش بحسن موافقت با رضا خان سردار سپه است كه او شخص داراى عزم و اراده و بينهايت نامجوست و البته ميخواهد هرچه مىشود بنام وى بوده باشد در اين صورت اگر نخواهد با رئيس الوزراء همراهى كند كار او زار خواهد بود . سيد ضياء الدين با اينكه اين نكته را ميداند باز ميكوشد فرمانده قوا را مطيع خود سازد و بلكه مسعود خان كيهان وزير جنگ او كه صورتى بيش نيست و در جنبه عزم و اراده و خيالات بلند سردار سپه بسى ناتوان به نظر ميآيد ميخواهد سردار سپه را